رابطه بین علم و تهذیب نفس(قسمت دوم)
علم بدون تهذیب
سعدی در بوستان به همین مفهوم اشاره می کند و می گوید:
علم بدون تهذیب

خواندن قرآن را که تمام کردم، صدای صلوات در اتاق پیچید. نگاهم به پدر افتاد که رو به رویم نشسته بود. همراه صلوات لبخندی از سر رضایت بر صورتش نشست. با لبخند پدرم دلگرم شدم. چمعیت دور تا دور اتاق نشسته بودند و در مقابل هر کدامشان یک رحل با قرآن بود. این بار هیئت «ماه بنی هاشم» در خانه ی ما بر پا شده بود. نوبت به محسن رسید؛ دوست و همکلاسی ام که همیشه باهم بودیم. بعد از من، او قرائت را آغازکرد. صدای دلنشین و زیبایش بر لب همه مهر سکوت زد. گلویم خشک شده بود، به ویژه وقتی محسن به این آیه رسید: «و انزل من السماء ماء ...» همه ی حواسم به آب رفت. آب ! کاش الان یک پارچ آب بود و سر می کشیدم! احساس تشنگی ام بیشتر شد. خواستم بلند شوم و بدوم به سوی آشپزخانه و حسابی خودم را سیراب کنم، اما چه طور می توانستم سکوت آن همه آدم را که به قرائت گوش می دادند، به هم بریزم. تازه، احترام قرآن هم واجب بود.
بعد از ده سال، چه کسی پاسخ گوی خانواده های جانباختگان و مجروحان ارتش امریکا در عراق است؟
پوستر را در اندازه بزرگتر دریافت کنید
بسم الله
اشاره: طبق وعده الهی تقوا باعث قدرت فرقان و مایه تمیز و تشخیص است. در قرآن کریم ذکر شده که داشتن تقوای الهی باعث می شود خداوند خود معلم انسان شود و یا اذعان گردیده که تهذیب نفس باعث دخول حکمت به قلب انسان می گردد. همچنین به خطرات علم بدون تهذیب و یا تقوا بدون علم نیز اشاراتی شده است. در این مقاله بر آنیم تا بیشتر با پژوهشی قرآنی- روایی در حد مجال این مقاله و استطاعت خویش و با مرور در آثار بزرگانی چون حضرت امام خمینی(ره) و شهید مطهری به تاثیر متقابل علم و تقوا-تهذیب- بپردازیم.
تهذیب، عامل علم با کنکاش در برخی از آیات و روایات به این نتیجه می رسیم که رابطه موثق و متقنی میان علم و تقوا وجود دارد. چه علم را به معنای معرفت ربانی لحاظ کرده و چه آن را به معنای متداول حکمت عملی منظور کنیم. در آیه 22 سوره انفال به رابطه میان ایمان و تقوا با روشن بینی و قدرت تمییز اشاره شده است.
يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً
در آيات قبل از این آیه يك سلسله دستورات حيات بخش كه ضامن سعادت مادى و معنوى بود بيان شده ولى به كار بستن آنها جز در سايه تقوا ميسّر نيست، لذا در اين آيه به چهار نتيجه و ثمره براى تقوا و پرهيزكارى اشاره شده است، که ما نتیجه نخست آن را بررسی می کنیم. مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر تقوا پيشه كنيد و از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد به شما نورانيت و روشن بينى خاصى مىبخشد كه بتوانيد حق را از باطل به خوبى تشخيص دهيد»«برگزيده تفسير نمونه، ج2، ص: 147 »آیات بیشتری در تایید این بحث می توان آورد که در مجال این مقاله نیست.
با گذری در روایات نیز به رابطه تنگاتنگ علم و تقوا بیشتر پی می بریم.
کبوترها*

دنبال پسر راه افتاد؛ همان پسری که دو کبوتر را بهش فروخته بود. می خواست خانه اش را یاد بگیرد و بعد سر وقت کبوترهایی را که فروخته بود، به چنگ بیاورد. کبوترها به او عادت کرده بودند و او می توانست با سوت مخصوص خودش کبوترها را به خودش بکشاند. با خودش گفت:« این طور بهتر است. هم پول کفترها را گرفتم و هم بعد خود کفتر را می گیرم.»
پسر به انتهای کوچه رسید و او هم قدم هایش را تند کرد. با احتیاط می رفت تا دیده نشود. دستمال ابریشمی اش را از جیب درآورد و عرق از صورتش گرفت.
- وای، پس خانه شان کدام گوری است؟ او که گفت بچه ی این محلم.
از دور مناره های مسجدی پیدا بود. پسری که کبوترها را خریده بود، آن ها را توی قفس گذاشته بود. به مسجد که رسید، ایستاد. دم در مسجد مردم آماده ی رفتن بودند. دسته ی عزاداری داشت شکل می گرفت. جوان با فاصله ی کمی از مسجد ایستاد. پسر قفسه ی کبوتر را روی چرخ دستی که بلندگو رویش بود گذاشت. دسته راه افتاد و پسر هم کنار چرخ دستی درحالی که هوای کفترهای توی قفس را داشت با دسته همراه شد. جوان خواست برگردد؛ اما به کبوتر هایی که فروخته بود علاقه داشت. با کبوترهایش تاحالا کلی پول درآورده بود. کبوترها را می فروخت و بعد دنبال خریدار می رفت و با حیله ای کبوترها را می گرفت و به خانه می برد.
نمی توانست از این فرصت خوب بگذرد. دنبال دسته راه افتاد و همراه دسته سینه زد. از انتهای صف هوای کبوترهای در قفس را داشت. دسته از کوچه پس کوچه ها می گذشت. در مسیر مردم با شربت و کلوچه و آش از دسته ی امام حسین پذیرایی می کردند. جوان داشت بی تاب می شد. دوست داشت کار دسته زودتر تمام شود و دنبال پسر بچه راه بیفتد و نشانی خانه اش را پیدا کند.
بعد از مدتی دسته وارد حرم شد. در صحن حرم دسته ها به تر تیب می آمدند و عزاداری می کردند و از صحن خارج می شدند. دسته روبه روی ایوان آیینه ایستاد. مداح روضه ی اسیران کربلا را خواند. بعد از سینه زنی، پسر به طرف کبوترها رفت. در قفس را باز کرد. اولین کبوتر را برداشت و آن را بوسید و بعد رهایش کرد.کبوتر که انگار از سال ها در زندان بود، پرهایش را باز کرد و از قفس دور شد. جوان در جا خشکش زد. خواست به طرف پسر برود و مانعش شود؛ اما جای این کار نبود. پسر کفتر دوم را هم برداشت و بعد از این که بوسید آن را پر داد. کبوترها دور گنبد حرم چرخیدند. همه برای این کار پسر صلوات فرستادند. دسته به طرف در خروجی حرم راه افتاد؛ اما جوان هنوز چشمش به کبوترها بود. سوت زد و سوت زد؛اما دیگر کبوترها به طرفش نیامدند.
* نوشته علی باباجانی
از صدایِ گرفتهیتان «تنهایی»، و از نگاه سرخِ هراسانتان «مظلومیت» تلاوت میشود.
«مدینهالنبیصلیاللهعلیهوآلهوسلم» و «مکه«، ما را «آزاده» نخواست. «نینوا»، بلای خاندان «ابوسفیان» و «بنیامیّه» را برملا ساخت.
«کوفه»، اجر «مَودّتِ فِیالقُربی» را در «غربت» ما زیبا جبران کرد.
منزل بعدی ما، سرزمین خداست و حوادث آنجا نیز در چشم ما زیباست... رضاییم.
باری نداریم که ببندیم، غارتزدهی طوفان...، «سرهایمان» را جدا کرد، باد غرورِ مستان شهوتران و «غاصبان» لااُبالی حکومت «اُموی»!
«مقاومت» ما، قلهی «حرّیّت» تاریخ است. «سر» میدهیم، اما «خم» نمیکنیم.
***
حرکت میکنیم، که اختیار این «ساربانان» و «سربازان» و «جنگاوران» نیز دست ماست... مانند همهی «کائنات».
سوار شوید.چکیده: در ابتدا به تحلیل های اصلی و مهم در برداشت از بحث وحدت حوزه و دانشگاه اشاره می شود و در ادامه بر اساس آن چه از این پنج تحلیل و خصوصا تحلیل پنجم به عنوان تحلیل نزدیک تر به بیانات حضرت امام استنباط می شود، راهکارهایی بنیادین برای تسریع بحث وحدت حوزه و دانشگاه پیشنهاد گردد و در نهایت به این مقوله در بیانات ایده پرداز این طرح، حضرت امام خمینی پرداخته می شود.
کلیدواژه ها: حوزه، دانشگاه، وحدت، امام خمینی(ره)
تحلیل های عمده از وحدت حوزه و دانشگاه
در مجموع و فارغ از پیشینه تاریخی بحث وحدت حوزه و دانشگاه با مرور به تحلیهای ارائه شده می توان از پنج تحلیل عمده نام برد که عبارتند از:
1- وحدت معرفت شناختی
2- وحدت ساختاری
3- وحدت ایدئولوژیک
4- وحدت مبتنی بر تقسیم کار
5- وحدت آرمانی اخلاقی، سیاسی اجتماعی
بسیار زیبا میخونه این ذاکر اهل بیت نونهال
انشاالله به زودی کلیپ های بیشتری از این نور چشم حضرت زهرا برای شما آپلود می کنم
برای فتنهی «هشتادوهشت»، «عاشورا»
بهانه بود که شد خود «طنابِدار»خودش!
ولی به «قتل» و «جنایت»، «جَری» بود، حتی...
اگر «یزید»، «پشیمان» شود زکار خودش!
بهقول «فتنهگران»، «کُلِ یَوم، عاشورا»
که افکنَد به «خیام»، «آتشی» زِ«نارِ» خودش!
***
نماد جنبش سبزِ «سوروس»، مناسب بود
که زینتی بشود بر سر «مزارِ» خودش


یك عضو مركزيت كارگزاران خواستار عبور از فضاي راديكال به سمت عقلانيت و اعتدال شد. محسن هاشمي خواستار باز شدن فضاي انتخاباتي براي معتدل ها شده است. پيش از اين گفته شده بود كه كارگزاراني ها با شعار اعتدال سعي خواهند كرد به فضاي سياسي و انتخابات بازگردند.
(کیهان 22/9/90 )
قابل توجه اشخاص غیر معتدل : اغتشاش گران دیروز با رمز اعتدال به صحنه انتخابات می آیند!!!
کلید واژگانی که باید تعریف و رمزگشایی شود :
" فضای رادیکال – عقلانیت – اعتدال – معتدل ها "
لازم به ذکر است واژگان فوق صرفاً از فرهنگ نامه ی کارگزاران رادیکال تعریف می شود :
فضای رادیکال : هر فضایی که ما در آنجا به هر دلیلی حضور نداشته باشیم .
عقلانیت : گوش به فرمان باند ثروت و قدرت بودن در همه حال و همه جا .
اعتدال : رمز جدید فعالیت باند اقشار کم درآمد و آسیب پذیر مانند کارگزارانی ها!!! در انتخابات .
معتدل ها : کلیه اصحاب باند ثروت و قدرت و آقازاده هایشان + دوستان جریان انحرافی .
برای یادآوری توصیه های آقازاده معتدل یک بار دیگر فرمایشات ایشان را با هم مرور می کنیم در صورت بی توجهی به این توصیه ها، هر گونه عواقب اغتشاشات بعد از انتخابات آتی بعهده ی خودتان می باشد.
« یك عضو مركزيت كارگزاران خواستار عبور از فضاي راديكال به سمت عقلانيت و اعتدال شد. محسن هاشمي خواستار باز شدن فضاي انتخاباتي براي معتدل ها شده است. »
در سالگرد حرکت ننگین حامیان فتنه در عاشورای 88، سایت جرس اقدام به انتشار پوستری با عنوان کل یوم عاشورا نمود که متأسفانه مردم خداجویی که دم از اسلام و امام خمینی ره میزنند حتی یک جمله ساده و یک روایت را نمی توانند به صورت صحیح نقل کنند و همانگونه که در تصویر مشاهده می کنید، کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا به غلط کل الارض کربلا و کل الیوم عاشورا درج شده است.
