کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن (ع)  

ای حرم غریب تو کعبه قلب ما حسن                کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن

شنبه 14 مرداد 1391 مصادف است با نیمه ماه مبارک رمضان که سالروز میلاد کریم آل فاطمه امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد .

بصیرت دینی

عاقبت به خیری مهمه، باید ببینیم در کدام صف ایستاده ایم؟

آنهایی که در آستانه ماه مبارک رمضان ، آرزوی شنیدن قرائت ربنای شجریان را دارند، خوب است مطلب ذیل را بخوانند :

يک چهارم از شب گذشته بود که اميرمومنان علي (ع) از مسجد کوفه بيرون آمد و به سوي منزل رهسپار گرديد. کميل بن زياد که از اصحاب خاص و مخلص آن حضرت بود، همراه آن حضرت حرکت مي‏کرد، در راه به در خانه‏ ي مردي رسيدند، صداي قرآن را از خانه وي شنيدند.

او نيمه شب برخاسته بود و قرآن مي‏خواند، علي (ع) و کميل شنيدند او اين آيه را با صداي دلنشين و پرسوز مي‏خواند:  امن هو قانت اناء الليل ساجدا و قائما يحذر الاخره و يرجو رحمه ربه...

(آيا کسي که در دل شب به اطاعت خدا و سجده و قيام به سر برد و از آخرت ترسان و به رحمت خدا اميدوار است، با کسي که با گناه و کفر زندگي مي‏کند يکسان مي‏باشد؟!»  (سوره زمر/ آيه 9)

کميل در دل خود آهي کشيد. صداي دلنشين قرآن، آن هم در دل شب و از لبان يک انسان شب‏ زنده‏ دار، او را به نشاط آورد، ولي چيزي نگفت.

امام به کميل توجه کرد و فرمود: «صداي دلنشين اين شخص تو را نفريبد، اين قاري قرآن، از اهل جهنم است که به زودي راز اين مطلب را به تو خبر خواهم داد.»

کميل، در حيرت و تعجب فرورفت، از اين رو که امام (ع) از فکر و نيت او آگاه گشته و گواهي مي‏دهد که آن قاري قرآن از اهل دوزخ است!!

مدتي از اين جريان گذشت، تا اينکه ماجراي خوارج نهروان پيش آمد و آنها بر ضد علي (ع) اعلام جنگ کردند و در سرزمين نهروان، جنگ خونيني بين سپاه علي (ع) با سپاه خوارج درگرفت و همه‏ ي خوارج جز 9 نفر فراري- کشته شدند.

کميل در جبهه همراه علي (ع) بود - علي (ع)، به کميل رو کرد و فرمود: با من بيا سپس هر دو نفر به اتفاق هم کنار کشته‏ ها و سرهاي بريده که به زمين افتاده بود رفتند، علي (ع) سر شمشيرش را بر سر کشته‏ ها مي‏ نهاد، تا اينکه نوک شمشير را بر سر همان قاري قرآن نهاد و فرمود: اي کميل امن هو قانت آناء الليل... اين سر همان شخصي است که نيمه شب اين آيه قرآن را مي‏خواند و تو را مجذوب ساخته بود.

کميل امام را بوسيد و از آرزوي جاهلانه خود استغفار کرد.

(داستان های نهج البلاغه محمد محمدی اشتهاردی ص 295 ) 

این همه عقده و کینه برای چیست؟!

فیلم « یک خانواده محترم » ساخته مسعود بخشی در شصت و پنجمین جشنواره فیلم کن اکران شد که به دلیل ضد ایرانی بودن آن ، سینماگران ایرانی محتوای آن را به معنای کامل یک افتضاح واقعی دانستند. با توجه به محتوای فیلم که ایرانی ها را دزد و دروغگو و اهل هرگونه فساد معرفی کرده است، ظاهراً مسعود بخشی به دلیل مزدور بودنش متوجه قصه پارادوکس دروغگو نشده و حضور خودش را در این حلقه ندیده !!! پاسخ روشن است . دروغگو کم حافظه است!

باید از این فیلم سازان مزدور پرسید، آب به آسیاب چه کسی می ریزند ؟

این به ظاهر هنرمندان ، که هنری جز سیاه نمایی ندارند، بابت چقدر جیره و مواجب بر علیه فرهنگ اصیل و متمدن ایران فیلم مضحک می سازند؟



به عبارت ساده تر از اینها باید پرسید :

 چند می گیرید به هموطنانتان فحش بدهید؟
چند می گیرید برای خوشایند دشمنان این ملت ، فیلمی تولید کنید که در آن با سیاه نمایی به فرهنگ اصیل ایران توهین کنید ؟
این مزدورهای فیلم ساز می دانند که مزخرفات آنها در داخل کشور هیچ جایگاهی ندارند اما در خارج هم فقط کسانی که بی اطلاع از حقایق ایران  و سطح دانش و فرهنگ ایرانی ها هستند ممکن است دروغ های این فیلم سازان وطن فروش را باور کنند .

اما دو کلمه حرف حساب در پایان، روسیاهی برای زغال خواهد ماند ...

به نقل از وبلاگ دو کلمه حرف حساب

امر به معروف و نهی از منکر- قسمت چهارم

کُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ‌ (آل عمران/110)

شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‏ ايد : به كار پسنديده فرمان میدهيد ، و از كار ناپسند بازمی‏داريد ، و به خدا ايمان داريد . و اگر اهل كتاب ايمان آورده بودند قطعاً برايشان بهتر بود ; برخى از آنان مؤمنند و بيشترشان فاسقند .

  از منظر قرآن کریم بهترین ها  امر به معروف و نهی از منکر می کنند .

این مهمترین مسئولیت و بالاترین شأن اجتماعی است که خداوند بهترین بندگانش را به آن توصیه فرموده است

پس با یادگیری اصول امر به معروف ونهی از منکر، بکوشیم با اصلاح خودمان و سپس با اصلاح جامعه مصداق آیه شریفه قرآن کریم باشیم.

امر به معروف و نهی از منکر - قسمت سوم

« تفاوت امر به معروف و نهی از منکر با دخالت های شخصی »


وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَکِيمٌ‌ (توبه/71)

و مردان و زنان با ايمان ، دوستان يكديگرند ، كه به كارهاى پسنديده وا می‏دارند ، و از كارهاى ناپسند باز میدارند ، و نماز را بر پا میكنند و زكات میدهند ، و از خدا و پيامبرش فرمان می‏برند . آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد ، كه خدا توانا و حكيم است .

آیا فرق امر به معروف و نهی از منکر را با دخالت در امور شخصی و به تعبیر دیگر فرق آن را با فضولی می دانیم؟
ما در این قسمت برای توضیح بهتر مطلب، از درس هایی از قرآن حجت الاسلام قرائتی بیشترین بهره را بردیم .

ایشان می فرمایند : امر به معروف و نهی از منکر، وظيفه عمومى است به خاطر اینکه قرآن مى فرماید تمام مردان و زنان با ايمان نسبت به يكديگر حق ولايت دارند كه يكديگر را به معروف وادار كنند و از منكر باز دارند و نماز به پا دارند و زكات بپردازند. توبه/71
از آغازِ تكليف، همه مردم از هر سن و صنف و نژادى كه باشند، بر ديگر مؤمنان حق ولايت دارند؛ يعنى امر و نهى آنان بر اساس حق ولايتى است كه خداوند قرار داده است و هرگز نام دخالت بى جا، مزاحمت و فضولى بر اين كار روا نيست.
برخلاف تصور بعضى كه امر و نهى را مربوط به تذكرات فردى در گناهان شخصى مى ‏دانند، اين دو واجب در مدارى به وسعت تمام دين در حركت هستند.
اگر هركس در برابر ظالم به وظيفه خود عمل كند، ظالم، ميدانى براى ظلم كردن نمى يابد و قهراً حق‏ ها به صاحبش بر مى‏ گردد.
 با اين حال، اگر كسى ديگرى را از منكرى باز دارد و يا به معروفى امر كند، نبايد او را يك فضول و يا مزاحم تلقى كرد؛ بلكه بايد او را دلسوز دانست كه از طرف خداوند، محبت و ولايت و حق نظارت و امر و نهى به او داده شده است.
[ لازم به توضیح است که اصطلاح عامیانه فضولی در جایی گفته می شود و صدق می کند که دخالت در امر سلیقه ایی اشخاص باشد بطوریکه هیچگونه مغایرتی با دین و مزاحمتی با مردم نداشته باشد و این دخالت نیز موجب ناراحتی و اذیت شخص مورد نظر شود در حالی که امر به معروف و نهی از منکر دقیقاً در جایی مصداق پیدا می کند که در ارتباط با دین و همچنین حقوق افراد و جامعه باشد، لذا در حالت اولی کاری ناپسند و دون شأن انسانیت می باشد و در واقع خودش یک نوع منکر محسوب شده اما در حالت دوم یک امر با فضیلت و عامل به آن دارای اخلاق الهی می باشد و در حقیقت مورد تأیید و حمایت خداوند است.]
پيامبر اكرم (ص) فرمود : آمران به معروف، خليفه خدا در زمين هستند.
در حديث ديگر مى‏ خوانيم: «خداوند، دشمن مؤمن بى دين است. پرسيدند يا رسول الله! مگر مؤمن بى دين مى‏ شود؟ فرمود: مسلمانى كه امر به معروف نكند، بى دين است. بحار، ج 97، ص 86
 امر به معروف و نهى از منكر دو خُلق از اخلاق الهى است كه هر كس اين دو فريضه را يارى كند، خداوند به او عزت مى ‏دهد. لئالى الاخبار، ص 270
در قرآن مى‏ خوانيم: پيامبرانى همچون داوود (ع) و عيسى (ع) به كسانى كه نهى از منكر نمى كنند، لعنت فرستاده‏اند.
لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِى‏ اِسْرَائِيلَ عَلى‏ لِسَانِ داوُودَ وَ عِيسَى بْنَ مَرْيَمَ ذلِكَ بِمَا عَصَوْا وَ كَانُوا يَعْتَدُونَ *كانُوا لايَتَناهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوه (سوره مائده، آيه 78و79).
بعضى به اين دليل كه : «عيسى به دين خود، موسى به دين خود» و به دليل اينكه : من و گناهكار را در يك قبر نمى گذارند، در برابر باطل ساكت مى‏ مانند، در حالى كه در زمان عيسى نبايد به دين موسى بود و اگر شما و گناهكار را در يك قبر نمى‏ گذارند، ولى در يك جامعه گذاشته اند.
 جرم در جامعه قابل سرايت است. يك خلاف از يك فرد، در كل جامعه اثر دارد. براى مثال، يك نفر سيگارى هواى همه محيط را آلوده مى‏ كند. يك دروغ نيز همه ارتباطات را به هم مى‏ ريزد.
در حديث مى ‏خوانيم : «گناه در جامعه مثل سوراخ كردن كشتى در درياست» ؛ اگر مسافرى محل خود را سوراخ كند، همين كه آب وارد كشتى شد، همه را غرق خواهد كرد.
 به هر حال، اين تفكر كه گناه كسى در سرنوشت ديگران اثر ندارد، صحيح نيست. رسول خدا (ص) فرمود : «گناه مخفيانه تنها به گناهكار ضربه مى‏ زند؛ ولى اگر از گناه علنى نهى نشود، به همه مردم ضربه خواهد زد.»

امر به معروف و نهی از منکر – قسمت دوم

« فلسفه امر به معروف و نهی از منکر »

ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر باعث اصلاح افراد و اصلاح جامعه می شود این موضوع تا آنجایی اهمیت دارد که بهترین بندگان خداوند برای آن مأمور شده اند و در حقیقت همه انبیاء از طریق این فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر به هدف مقدسشان جامه عمل پوشاندند و ائمه اطهار نیز برای تحقق این فریضه حداکثر تلاش را انجام دادند و امام حسین علیه السلام فلسفه قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر بیان فرمودند .

آن حضرت در فرازی از نامه معروف خود به برادرش محمد حنفیه در باره فلسفه قیامش می فرمایند :

« من برای اصلاح امت جدم رسول خدا (ص) قیام کردم، می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم. »

بنابراین هر کسی که با اصول امر به معروف و نهی از منکر آشنا باشد و بتواند به روش صحیح این فریضه ی مهم الهی را انجام دهد مصداق این حدیث شریف پیامبر اکرم (ص) خواهد بود که فرمودند :

« کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشین خدا، پیامبرخدا (ص) و کتاب خدا در روی زمین است.»  مجمع البیان، ج 2، ص 486 

امر به معروف و نهی از منکر - قسمت اول

وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَکِيمٌ‌ 

و مردان و زنان با ايمان ، دوستان يكديگرند ، كه به كارهاى پسنديده وا میدارند ، و از كارهاى ناپسند باز میدارند ، و نماز را بر پا میكنند و زكات میدهند ، و از خدا و پيامبرش فرمان میبرند . آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد ، كه خدا توانا و حكيم است .   ﴿التوبة، 71

آیا فلسفه امر به معروف و نهی از منکر را می دانیم؟
آیا فرق امر به معروف و نهی از منکر را با دخالت در امور شخصی و به تعبیر دیگر فرق آن را با فضولی می دانیم؟
آیا بابهترین شیوه های امر به معروف و نهی از منکر آشنا هستیم؟
نقش هنر در اجرا و تأثیر امر به معروف و نهی از منکر چقدر است؟
 

زبان حال شهید

شاید بتوان این شعر مرحوم استاد شهریار را بعنوان زبان حال دانشمند شهید دکتر مجید شهریاری بخوانیم :
 غم غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم
                                                                       روم به شهر خود و شهریار خود باشم
 و شهدا همگی رفتند به وطن اصلی اشان و " عند ربهم یرزقون " هستند .
                                                      

آقای عماد افروغ ، هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد

                                                              

جناب آقای افروغ ، همانطور که اشاره کرده اید : امام فرمودند « حکومت وسیله ای است برای تحقق بخشیدن به هدف های عالی، عهده دار شدن حکومت فی حد ذاته شأن و مقامی نیست، بلکه وسیله انجام وظیفه اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه اسلام است ... »  (صحیفه نور، ج 4، ص 397) ، همان امام هم فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است . پس این ما هستیم که باید به همه اقتضائات و شرایط زمان و مکان آشنا باشیم نه اینکه به بهانه نقد، جوری حرف بزنیم که خوراک تبلیغاتی برای مغرضین و معاندین فراهم کنیم.

از طرفی شما غافل از این نکته شده اید یا تغافل می کنید که اگر آزادی بیان نیست پس اینهمه قیل و قال ها از کجاست آیا دچار پارادوکس نشده اید؟! اگر همانطور که اعتقاد دارید و گفته اید که فتنه چند سویه است آیا احتمال نمی دهید در این شرایط و زمان موجود اینگونه اظهارات شما یک سویش به نفع فتنه گران باشد ؟!

یک نکته دیگر از تناقضات شما در این است که به شرایط داشتن لیسانس در انتخابات مجلس هفتم انتقاد داشتید اما از طرفی منتقد عدم حضور روشن فکران در شورای نگهبان هستید! که باید پرسید اگر طرفدار تخصص هستید پس چرا به مجلس عوام اعتقاد دارید؟!

در ضمن همانگونه که شما به برخی از عملکردهای آقای احمدی نژاد انتقاد دارید، اکثر اصولگرایان و دلسوزان این نظام اسلامی هم این انتقادات را دارند اما از امام راحل آموخته اند که چگونه انتقاد بکنند تا هم موجب تضعیف نظام نشود و هم خوراک تبلیغاتی برای دشمنان نظام درست نکرده باشند .

جناب آقای افروغ پرسش ما صرف نظر از همه قیل و قال های سیاسی و مطبوعاتی از شما این است که تا چه اندازه برای افزایش بصیرت دینی و سیاسی در جامعه بر اساس آموزه های حضرت علی علیه السلام که در نهج البلاغه آمده و به تبع آن الگوی عملی حضرت امام و مقام معظم رهبری فعالیت و عمل کرده اید و چقدر در مسیر تحقق راه اندازی کرسی های آزاد اندیشی که نیازی به سرو صدا ندارد تلاش علمی و عملی داشته اید ؟!

در پایان فقط بعنوان یک نکته بصیرتی بیان می کنیم که اگر زمان به عقب برگردد و ما هم از عملکرد های آتی احمدی نژاد با خبر می شدیم نه تنها رأی سفید نمی دادیم بلکه باز هم به ایشان رأی می دادیم و این رأی را هم نه بخاطر شخص ایشان بلکه بخاطر همان مصلحتی که برای نظام و سد در مقابل خائنین تشخیص داده ایم عمل می کردیم .

امیرکبیر در محضر امام حسین علیه السلام

آیت الله العظمی اراکی رحمه الله علیه فرمودند :

شبی خواب امیر کبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم: چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟

با لبخند گفت: خیر . سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه

با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟

جواب داد : هدیه مولایم حسین است! 

گفتم: چطور؟

با اشک گفت : آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم می رفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم : میرزاتقی خان!  دوتا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟  او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود.

از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد.

آن لحظه که صورتم را بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت : به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی ؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ ، باشد تا در قیامت جبران کنیم .

با رمز اعتدال به پیش!

                                   محسن هاشمی

یك عضو مركزيت كارگزاران خواستار عبور از فضاي راديكال به سمت عقلانيت و اعتدال شد. محسن هاشمي خواستار باز شدن فضاي انتخاباتي براي معتدل ها شده است. پيش از اين گفته شده بود كه كارگزاراني ها با شعار اعتدال سعي خواهند كرد به فضاي سياسي و انتخابات بازگردند.

(کیهان 22/9/90 )       

قابل توجه اشخاص غیر معتدل : اغتشاش گران دیروز با رمز اعتدال به صحنه انتخابات می آیند!!!

کلید واژگانی که باید تعریف و رمزگشایی شود :

" فضای رادیکال – عقلانیت – اعتدال – معتدل ها "

لازم به ذکر است واژگان فوق صرفاً از فرهنگ نامه ی کارگزاران رادیکال تعریف می شود :

فضای رادیکال : هر فضایی که ما در آنجا به هر دلیلی حضور نداشته باشیم .

عقلانیت : گوش به فرمان باند ثروت و قدرت بودن در همه حال و همه جا .

اعتدال : رمز جدید فعالیت باند اقشار کم درآمد و آسیب پذیر مانند کارگزارانی ها!!! در انتخابات .

معتدل ها : کلیه اصحاب باند ثروت و قدرت و آقازاده هایشان + دوستان جریان انحرافی

  برای یادآوری توصیه های آقازاده معتدل یک بار دیگر فرمایشات ایشان را با هم مرور می کنیم در صورت بی توجهی به این توصیه ها، هر گونه عواقب اغتشاشات بعد از انتخابات آتی بعهده ی خودتان    می باشد.

« یك عضو مركزيت كارگزاران خواستار عبور از فضاي راديكال به سمت عقلانيت و اعتدال شد. محسن هاشمي خواستار باز شدن فضاي انتخاباتي براي معتدل ها شده است. »

 

معیار اصولگرایی با محک اسلام

برخی از دوستان به من اشکال گرفتند که چرا با این لحن تند به نمایندگان مجلس انتقاد کردی و در پست قبلی با عنوان «مخالفت با هرگونه ویژه خواری» به عملکرد نمایندگان مجلس در خصوص حقوق مادام العمر مطلب نوشتی ؟

 دلیل دوستان این است که اینگونه مطلب نوشتن ممکن است مورد سوء استفاده بی گانگان قرار گیرد، اما از آنجایی که مصوبات مجلس شورای اسلامی و عملکرد نمایندگان مجلس بر کسی پوشیده نیست و از طرفی به تعبیر حضرت امام(ره) ما با کسی عقد اخوت نبسته ایم، بلکه معیار و محک ما عدالت اسلامی و آموزه هایی دینی است بنابراین از این گفته خود نه تنها نگران بهره برداری دشمنان نظام اسلامی نیستیم بلکه این موضوع را بعنوان تبلیغ دین اسلام آشکارا بیان می کنیم که فقط چنگ زدن به ریسمان اسلام ناب و ایستادگی بر سر اصول و اعتقادات دینی است که نجات بخش همه انسانها و ملت ها خواهد بود و لا غیر و با افتخار بیان می کنیم که اصولگرای واقعی و پیروان ولایت فقیه همواره بر سر اصول و مبانی دینی ثابت قدم هستند و اگر در جایی هم انتخابی کردند و بعدا انحرافی در اشخاص مشاهده کنند هرگز در رأی و انتخاب خود دگم و متصلب نیستند و با معیارهای اصولی و منطقی با مسائل پیش آمده برخورد می کنند زیرا میزان را حال فعلی اشخاص می دانند، لذا این از ویژگی های مهم و برجسته اصولگرایی است و میزان و معیار سنجش در اصولگرایی ، همان آموزه های اسلام ناب محمدی (ص) است نه کمتر نه بیشتر .

ما پیروان ولایت فقیه از امام بزرگوارمان آموخته ایم که برای تشخیص حق از باطل با میزان و خط کش اسلام واقعی که همان اسلام ناب محمدی (ص) است ، افراد را محک بزنیم و این جمله نورانی را از حضرت امام به یاد گارداریم که بارها می فرمودند : « اسلام برای خودش محک دارد »

با هم بخشی از کلام نورانی حضرت امام (ره) را مرور می کنیم :


     « میزان حاکمیت الله در نفوس »

...ميزاني كه خداي تبارك و تعالي براي معرفي مومنها و غير مومنها فرموده است ، درخودمان هست يا نيست . به مجرد اينكه من يا شما ادعا كنيم كه ما مومن به الله هستيم ، تاآن محكي كه خداي تبارك و تعالي قرار داده است در ما نباشد يك ادعاي پوچي است .ببينيم كه ما از اولياي خدا هستيم و خدا ولي ماست ، يا از اولياي طاغوت هستيم و طاغوت ولي ماست.

 ... محك بزرگي است كه هر كس خودش را مي تواند بشناسد. مي تواند بفهمد كه اين ايماني كه ادعا مي كند، همان ادعاست يا خير، نور ايمان در قلب او وارد شده است و ظلمتها همه بر كنار شده است . ما، هر كس ، در هر جا كه هستيم و شما در هر محلي كه هستيد، چه دربازار باشيد و چه در مدرسه و چه سپاه پاسداران باشيد، و چه قواي انتظاميه ديگر و چه رئيس جمهور باشيد يا وزير باشيد يا وكيل باشيد يا ساير قشرهاي ديگر، اين حكم عمومي ، اين ميزان عمومي ، اين محكي كه براي عموم است در اين معنا، اين محك رابايد ما خودمان پيش خودمان ، وقتي كه در شب خلوت هست و شما فارغ هستيد، فكركنيد كه آيا قلب شما يك قلب نوراني متوجه به نور است ، يا يك قلب ظلماني متوجه به آمال شيطاني يا الله است يا طاغوت . اين از اين دو حال خارج نيست : يا حكومت در ما،حاكم در ما الله است يا حاكم در ما طاغوت است . چنانچه ما توجه مان به اين دنيا و به اين مسائلي كه بر ما عرضه مي شود در دنيا، توجه مان به عالم طبيعت است ، هر چه مي خواهيم براي خودمان مي خواهيم ، هر كاري مي كنيم خدا در كار نيست ، ما از طاغوتيم و اولياي ماهم طاغوت است .
جلد دوازدهم صحیفه امام – صفحه 353


هو الرزاق !!!

مخالفت باهر گونه ویژه خواری

اگر مجلس خانه مردم و عصاره فضیلت های ملت است چرا نمایندگانش خود را برتر از ملت می دانند و خرج خود را از ملت جدا کرده اند و همین مردمی که به اینها اعتماد کرده اند حالا شاهد لایی کشیدن های وکلایشان هستند بطوریکه یک روز برای خودشان مدرک معادل تصویب می کنند و یک روز هم برای خودشان حقوق مادام العمر پیش بینی می کنند!!! و قس علی هذا ...

آقایان نمایندگان روزهای تبلیغات انتخاباتی را چقدر زود فراموش می کنند که برای راضی کردن مردم به التماس می افتند و چه وعده ها برای خدمت خالصانه می دهند ! آیا دیگر در این کشور مستضعف و محروم نداریم که آقایان به فکر ورثه خودشان افتادند؟!

آقایان برای اینکه بتوانند به خواسته خودشان برسند و موانع احتمالی را از سر راهشان بردارند با رندی و سخاوتمندانه!!! برای خودشان شریک جرم درست می کنند و افراد ذی نفع این قانون را به شرکای دیگر تعمیم داده اند و بی خیال ملت شده اند!

شرکای این قصه تلخ شامل: الف) رؤسای سه قوه  ب) معاون اول رئیس جمهور، نواب رئیس مجلس شورای اسلامی و اعضای شورای نگهبان  ج) وزرا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و معاونان رئیس جمهور  د) استانداران و سفرا  هـ) معاونین وزرا

آیا این نمایندگان می توانند مروج الگوی ساده زیستی باشند ؟! آنهم در این زمانه که دشمنان این ملت برای زمین زدن نظام اسلامی این کشور را در محاصره اقتصادی شدید قرار داده اند!!!

پاسخ ملت را باید در انتخابات بعدی مشاهده کرد که با چه موازینی دست به انتخاب اشخاص شایسته و امانتدار خواهد زد.

بیداری اسلامی

« سخن از بيدارى اسلامى، سخن از يك مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأويل و تفسير نيست؛ سخن از يك واقعيت خارجىِ مشهود و محسوس است كه فضا را انباشته و قيامها و انقلابهاى بزرگى  را پديد آورده و مهره‌هاى خطرناكى از جبهه‌ى دشمن را ساقط كرده و از صحنه بيرون رانده است. با اين حال، صحنه همچنان سيال و نيازمند شكل دادن و به سرانجام رساندن است. »

( بیانات رهبر انقلاب در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی )

حرکت های مردم در این کشورها کاملا مردمی و بر اساس آموزه های دینی و اسلامی است ، همچنان که ملت ایران هم بر اساس آموزه های دینی انقلاب کرد و توانست ثابت کند حرکت و انقلاب برای خدا و در راه دین خدا شکست ندارد زیرا پشتوانه آن خداست نه قدرت های پوشالی خارجی.

ایران اسلامی طی این 32 سال توانست با ایستادگی بر سر اصول اساسی اسلام ، هیمنه استکبار را بشکند و ثابت کند مادامی که حرکت و قیام به خاطر خداوند باشد نصرت الهی هم پی در پی یاور ملت خواهد بود.

این اتفاقات سند محکمی است برای افراد دیر باوری که فکر می کردند ابر قدرت غرب و شرق ، شکست ناپذیر است اما انسان واقع بین با توجه و دقت به سیر تحولات و تغییراتی که در دنیا بوجود آمده ، می تواند تحقق وعده های الهی را به عینه مشاهده نماید که در قرآن کریم فرمود: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم »

حالا ما نظاره گر این حقیقت از زبان روشنفکران غربی هستیم که اعتراف می کنند بهار عربی که همان بهار اسلامی است به غرب رسیده.

این هنوز از نتایج سحر است ، دیر نیست آن روزی که همه ملت های جهان شاهد درهم شکسته شدن قدرت های شیطانی خواهند بود .

ان شاء الله