رابطه بین علم و تهذیب نفس(قسمت اول)
و جاهدوا انفسکم علی اهوائکم تحل قلوبکم الحکمه
با هوا و هوس های نفسانی مبارزه کنید تا حکمت در دل شما وارد شود. (اصول کافی جلد2)
شهید مطهری در کتاب تقوا ذیل بیان روایاتی مشابه، اشاره دارند که تقوا بیش از آن که در حکمت نظری که پایه درک ریاضیات، طبیعیات و فلسفه الهیات است تاثیر بگذارد در حکمت عملی که شامل اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن است موثر می باشد. در عقل نظری مورد قضاوت، واقعیتی از واقعیت هاست، هست ها و نیست ها. و در عقل عملی مورد قضاوت، وظیفه و تکلیف است، باید ها و نبایدها.
عقل عملی همان است که مفهوم خوبی و بدی و حسن و قبح و باید و نباید و امر و نهی و امثال این ها را خلق می کند و مربوط به طرز کارکردن و طرز قضاوت عقلی عملی انسان است.
شهید مطهری استنباط می کند این که تقوا عقل را روشن می کند و دریچه حکمت را به روی انسان می گشاید-همچنان که لحن خود آن ها دلالت دارد- همه مربوط به عقل عملی است. یعنی در اثر تقوا انسان بهتر درد خود و دوای خود و راهی که باید در زندگی پیش بگیرد می شناسد، ربطی به عقل نظری ندارد، یعنی مقصود این نیست که آدمی اگر تقوا داشته باشد بهتر دروس ریاضی یا طبیعی را می فهمد و مشکلات آن را حل می کند. حتی در فلسفه الهی نیز تا آنجا که جنبه فلسفه دارد و سر و کارش با منطق و استدلال است و می خواهد با پای استدلال گام بردارد و مقدمات در فکر خود ترتیب می دهد تا به نتیجه برسد همین طور است. در نوعی دیگر از معارف ربوبی، تقوا و پاکی و مجاهدت تاثیر دارد ولی آنجا دیگر پای عقل نظری و فلسفه و استدلال و منطق و ... در میان نیست.
ابنعربی نیز علم را به دو دستۀ موهوبی واكتسابی تقسیم میكند و معتقد است كه علوم اكتسابی از طریق تقوا و عمل صالح به دست میآیند. علم اکتسابی دانایی و حصولی است و علم موهوبی دارایی و حضوری است.
علاوه بر مباحث نظری پیرامون رابطه تقوا و علم با نگاهی به زندگی اکثر دانشمندان و فلاسفه می بینیم که در نفس خویش ارتباط خوبی با خالق هستی برقرار کرده اند برای مثال، یوهانس کپلر دانشمند آلمانی(1571-1630م) وقتی علم هیئت جدید را کشف کرد، گفت:«خدایا تو را سپاس می گذارم، تو بودی که توفیق دادی تا چند آیه از آیات تو را در این دنیا بخوانم. توفیق دیگری عنایت فرما، تا آنچه از آیات تو خواندم، در خدمت بندگانت به کار گیرم.»
یا درباره حسن ابن هیثم بصری که اکتشافات فیزیک وی امری قطعی و مورد اتفاق است گفته شده: «حسن ابن هیثم مردی دارای شخصیت، بافضیلت، بسیارپارسا، دوستدار خیرات، متعبد به دستورات شریعت، و انسانی قناعت پیشه و امین بود»
دررابطه با افراد زیادی من جمله عمر ابن حسام، فخر رازی، ابوریحان بیرونی، محمد ابن جابر سنان-پدر مثلثات جدید- عبدالرحمن ابن خلدون-پدر فلسفه تاریخ اقتصاد و علوم سیاسی-، مولوی و... توصیفات و
تنزیهات مشابهی ذکر شده است.
ادامه دارد...
فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (آل عمران - 95)