لباس مشکیم رو بیارید محرم از راه اومده
محرم اومد از راه با نوای حاج محمود کریمی
من مثل پرهای علم
من مثل پرچم علم
سرتا پا وقف تو شدم
من وقف ماتم توام
جون عالم به فدای موج سرخ پرچمات
السلام ای شاه تشنه یا اسیرالکروبات
یبن طاها یبن یاسین یبن شمس الزاریات
السلام ای سر بریده یا قتیلل العبرات
آه – محرم اومد از راه(3)
ای ماه شور نوکری
روئیای عشق مادری
این قلبم نزر عشق تو
از عالم دلروبا تری
السلام و یا ملائک مقیم کربلا
ای فرشته ها و مهمونای مجلس عزا
اسلام ای صاحب عزا و صاحب الزمان
من دخیل توام ای منتقم خون خدا
یبن طاها یبن یاسین یبن شمس الزاریات
السلام ای سر بریده یا قتیلل العبرات
آه – محرم اومد از راه(3)
-ما سینه زن غمت شدیم آقا جان
گریان محرمت شدیم آقا جان
ممنون ز توایم چونکه در هرجائیم
از لطف تو آدمت شدیم آقا جان
از روز عزل شکر خدا در چشمت
مشمول به مرحمت شدیم آقا جان
هر کس به کسی بسته دلش را ماهم
وابسته به پرچمت شدیم آقا جان
نزرت بنموده مادرم فرزندش
قربانی ماتمت شدیم آقا جان

ما با تو در پناه تو آرام می شویم
کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن (ع)
ای حرم غریب تو کعبه قلب ما حسن کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن

شنبه 14 مرداد 1391 مصادف است با نیمه ماه مبارک رمضان که سالروز میلاد کریم آل فاطمه امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد .
بصیرت دینی
عاقبت به خیری مهمه، باید ببینیم در کدام صف ایستاده ایم؟
آنهایی که در آستانه ماه مبارک رمضان ، آرزوی شنیدن قرائت ربنای شجریان را دارند، خوب است مطلب ذیل را بخوانند :
يک چهارم از شب گذشته بود که اميرمومنان علي (ع) از مسجد کوفه بيرون آمد و به سوي منزل رهسپار گرديد. کميل بن زياد که از اصحاب خاص و مخلص آن حضرت بود، همراه آن حضرت حرکت ميکرد، در راه به در خانه ي مردي رسيدند، صداي قرآن را از خانه وي شنيدند.
او نيمه شب برخاسته بود و قرآن ميخواند، علي (ع) و کميل شنيدند او اين آيه را با صداي دلنشين و پرسوز ميخواند: امن هو قانت اناء الليل ساجدا و قائما يحذر الاخره و يرجو رحمه ربه...
(آيا کسي که در دل شب به اطاعت خدا و سجده و قيام به سر برد و از آخرت ترسان و به رحمت خدا اميدوار است، با کسي که با گناه و کفر زندگي ميکند يکسان ميباشد؟!» (سوره زمر/ آيه 9)
کميل در دل خود آهي کشيد. صداي دلنشين قرآن، آن هم در دل شب و از لبان يک انسان شب زنده دار، او را به نشاط آورد، ولي چيزي نگفت.
امام به کميل توجه کرد و فرمود: «صداي دلنشين اين شخص تو را نفريبد، اين قاري قرآن، از اهل جهنم است که به زودي راز اين مطلب را به تو خبر خواهم داد.»
کميل، در حيرت و تعجب فرورفت، از اين رو که امام (ع) از فکر و نيت او آگاه گشته و گواهي ميدهد که آن قاري قرآن از اهل دوزخ است!!
مدتي از اين جريان گذشت، تا اينکه ماجراي خوارج نهروان پيش آمد و آنها بر ضد علي (ع) اعلام جنگ کردند و در سرزمين نهروان، جنگ خونيني بين سپاه علي (ع) با سپاه خوارج درگرفت و همه ي خوارج جز 9 نفر فراري- کشته شدند.
کميل در جبهه همراه علي (ع) بود - علي (ع)، به کميل رو کرد و فرمود: با من بيا سپس هر دو نفر به اتفاق هم کنار کشته ها و سرهاي بريده که به زمين افتاده بود رفتند، علي (ع) سر شمشيرش را بر سر کشته ها مي نهاد، تا اينکه نوک شمشير را بر سر همان قاري قرآن نهاد و فرمود: اي کميل امن هو قانت آناء الليل... اين سر همان شخصي است که نيمه شب اين آيه قرآن را ميخواند و تو را مجذوب ساخته بود.
کميل امام را بوسيد و از آرزوي جاهلانه خود استغفار کرد.
(داستان های نهج البلاغه – محمد محمدی اشتهاردی ص 295 )
بِوَلایَتِکَ یا علیُّ یا علیُّ یا علیُّ...
نادِ علیًّاً مَظهَرَ العَجائِب
تَجِدهُ عَوناً لَکَ فی النوائِبِ
کُلًّ هُمٍّ و غَمٍّ سَیَنجَلی
بِعَظمَتِکَ یا الله
بِنُبُوَتِکَ یا محمد
بِوَلایَتِکَ یا علیُّ یا علیُّ یا علیُّ






فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (آل عمران - 95)